سریال داوینچیز
پرویز و ملیحه زن و شوهری هستند که در موزهای در تهران کار میکنند. یک شب که این زوج مشغول انجام وظایف خود هستند، اتفاق غیرمنتظرهای میافتد که آنها را سر یک دوراهی قرار داده و میتواند زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد.
پرویز و ملیحه زن و شوهری هستند که در موزهای در تهران کار میکنند. یک شب که این زوج مشغول انجام وظایف خود هستند، اتفاق غیرمنتظرهای میافتد که آنها را سر یک دوراهی قرار داده و میتواند زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد.
موزه باید هر چه سریعتر افتتاح شود. پرویز و ملیحه که دربهدر دنبال جور کردن وام هستند، مامور میشوند زیرزمین را تمیز کنند. جایی که یک اتفاق منتظرشان هست و…
پیدا شدن تابلوی داوینچی، مثل بمب خبری در دنیا میترکد و ولیآبادیها از این فرصت به نفع خودشان استفاده میکنند. همین موضوع پرویز را عصبانی کرده و …
پرویز تصمیم میگیرد تابلو را از موزه سرقت کند. برای این کار باید هم ملیحه را راضی کند و هم نقشهای بکشد که بتواند سیستم امنیتی موزه را دور بزند و …
یک گروه سارق حرفهای وارد موزه شدهاند و میخواهند عملیات سرقت تابلوی داوینچی را انجام دهند. در همین حال پرویز بدون اطلاع از حضور دزدان میخواهد مانور عملیات خودش را اجرا کند و…
برنامهریزیهای گروه دزدان با دخالت پرویز به مشکل میخورد و تابلو با خوش شانسی به دست پرویز میافتد. در حالی که در موزه یک درگیری جانانه بین نگهبان تابلو و سارق در گرفته است و...
تابلو دست پرویز است و حتی ملیحه هم از این قضیه خبر ندارد. حالا او باید هر طور شده نقاشی را از موزه خارج کند. در حالی که ولیآبادی فکر میکند تابلو دست گروه دزدان است و...
پرویز و ملیحه به دنبال فروش تابلو هستند. در حالی که هم گروه دزدان و هم نگهبانان موزه به آنها مشکوک شده و میخواهند رد تابلو را بزنند و ...
پرویز و ملیحه بعد از اینکه نتوانستند تابلو را بفروشند، تصمیم میگیرند آن را به موزه برگردانند. از طرفی رها فرزانه متوجه شده که اصل تابلو گم شده است و …
پرویز و ملیحه پس از آنکه متوجه ارتباط فرزانه و نظر میشوند، از بازگرداندن تابلو به موزه منصرف میشوند و تصمیم میگیرند با گروه دزدان وارد معامله شوند و ...
پرویز و ملیحه با جان دو در شهربازی قرار میگذارند تا تابلو را معامله کنند. آنها یک قدم تا پولدار شدن فاصله دارند و …
پرویز و ملیحه با جان دو در شهربازی قرار میگذارند تا تابلو را معامله کنند. آنها یک قدم تا پولدار شدن فاصله دارند و …
ولیآبادی برادران سرخوش را به سراغ پرویز و ملیحه میفرستد تا تابلو را از آنها پس بگیرند. در حالی که تابلو در راه خانه فردی مرموز به نام دکتر است که قبل از همه سفارش دزدی را داده و ...
دکتر دنبال یاقوتهاست. پرویز و ملیحه هم گروگان گرفته شدند و باید هر چه زودتر فرار کنند تا بتوانند خانوادهشان را نجات دهند و …
رها فرزانه میخواهد یاقوتها را از دست دکتر نجات دهد. از طرفی پرویز و ملیحه تلاش میکنند گرفتار پلیس نشوند و …
پرویز و ملیحه زن و شوهری هستند که در موزهای در تهران کار میکنند. یک شب که این زوج مشغول انجام وظایف خود هستند، اتفاق غیرمنتظرهای میافتد که آنها را سر یک دوراهی قرار داده و میتواند زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد.
دیدگاهی ثبت نشده!!!