سریال درب و داغون
لوک و دخترش اِما سالهاست به یکدیگر دروغ گفتهاند و هر دوی آنها نمیدانند که دیگری یک مامور سیا است!! هنگامی که حقیقت آشکار میشود، آنها متوجه میشوند که در واقع هیچ چیزی درباره یکدیگر نمیدانند و…
لوک و دخترش اِما سالهاست به یکدیگر دروغ گفتهاند و هر دوی آنها نمیدانند که دیگری یک مامور سیا است!! هنگامی که حقیقت آشکار میشود، آنها متوجه میشوند که در واقع هیچ چیزی درباره یکدیگر نمیدانند و…
With his retirement from the CIA imminent, Luke prepares for his next adventure, but revelations at home and an urgent matter at work upend his plans.
Forced to team up in order to take down Boro, Luke and Emma realize their newly strained relationship is only the start of their problems.
The team goes from averting an international crisis to seeking sensitive intel in Moldova, where Emma offers to lure a target when complications arise.
After receiving reassurance from Luke, Emma comes home to a startling surprise. In Greece, the team takes on a risky mission to break out a trusted ally.
Amid a devastating family emergency, Luke finds the lines of his double life becoming blurry as he deals with a distracted Emma and a demanding Boro.
Barry and Tina infiltrate a private, high-stakes card game in hopes of inching closer to Boro. Emotions boil over when the team gets trapped in a bunker.
While closing in on Boro, Luke and Emma juggle relationship drama and a highly delicate situation. A life-or-death matter forces Roo to find a release.
With the clock ticking, Luke and Emma make tough choices to finish the mission and stay alive. A big day for the Brunner family spirals out of control.
این یک ماموریت سرنوشتساز است که در آن لوک و تیمش برای جلوگیری از یک حملهی گستردهی یک تروریست شرور، به درون آبهای مرگبار شیرجه میزنند.
چهرهای از گذشته، عشق دوباره احیا شدهی لوک و تالی را تهدید میکند. این تیم به یک مجتمع مستحکم نفوذ میکند تا اطلاعات حیاتی را از دسترس دشمن دور نگه دارد.
در حالی که گرتا تلاش میکند لوک را به حرف بیاورد، اعضای گروه در خانهی امن از راه دور حرفهای مهمی میشنوند. اما نیز با همراهی غیرمنتظرهاش روی زمین رقص، همه را شگفتزده میکند.
در حالی که کرس پیچها را محکم میکند، چیپس با یک متخصص بازجویی مشورت میکند. یک ماموریت مخفیانه، انفجاری بزرگتر از حد انتظار ایجاد میکند.
بری سوار بر اسب به مرز نهایی میرسد. همزمان با اینکه داستان پوششی یک مأمور شروع به فروپاشی میکند، لوک و اما از یک متحد غیرمنتظره درخواست کمک میکنند.
اما و لوک در یک زیردریایی در اعماق دریا با هم درگیر میشوند. در خشکی، گلولهها و چوبهای نان در یک پیتزافروشی با هم درگیر میشوند.
هر ثانیه برای تیم مهم است، زیرا آنها از طریق زمین، هوا و دریا برای جلوگیری از فاجعه تلاش میکنند. آلدون خود را در حالی مییابد که تعدادشان کمتر است - اما نه کمتر.
همچنان که عقربههای ساعت به سمت صفر نزدیک میشوند، لوک و گروهش باید قبل از اینکه دشمنشان چراغها را برای همیشه خاموش کند، وارد یک تأسیسات فوق سری شوند.
لوک و دخترش اِما سالهاست به یکدیگر دروغ گفتهاند و هر دوی آنها نمیدانند که دیگری یک مامور سیا است!! هنگامی که حقیقت آشکار میشود، آنها متوجه میشوند که در واقع هیچ چیزی درباره یکدیگر نمیدانند و…
دیدگاهی ثبت نشده!!!