سریال لا برا
یک ماجراجویی حماسی زمانی آغاز می شود که یک گودال عظیم در وسط لس آنجلس باز می شود و صدها نفر و ساختمان را به اعماق خود می کشاند. کسانی که به داخل زمین افتادند، خود را در سرزمینی مرموز و خطرناک می یابند، جایی که چاره ای ندارند
یک ماجراجویی حماسی زمانی آغاز می شود که یک گودال عظیم در وسط لس آنجلس باز می شود و صدها نفر و ساختمان را به اعماق خود می کشاند. کسانی که به داخل زمین افتادند، خود را در سرزمینی مرموز و خطرناک می یابند، جایی که چاره ای ندارند
وقتی یک گودال عظیم در لس آنجلس باز می شود، خانواده هریس به دو قسمت تقسیم می شود. حوا و پسرش به دنیای مرموز اولیه فرستاده می شوند. گاوین متوجه میشود که رویاهایی که سالها او را آزار دادهاند، ممکن است کلید بازگرداندن آنها به خانه را داشته باشند.
با زندگی جاش در خط، ایو برای نجات او از بیابان خطرناک به سمت پاکسازی میرود. گاوین و ایزی که ناامید از شروع یک ماموریت نجات هستند، تلاش می کنند تا ثابت کنند که بازماندگانی در داخل گودال زنده هستند و ماموران دولتی آنها را ردیابی می کنند.
با کاهش عرضه غذای بازماندگان، ایو و تای در یک سفر شکار خطرناک وارد جنگل می شوند تا با خطرات غیرمنتظره ای که بقای آنها را تهدید می کند، روبرو شوند. از آنجایی که یک ماموریت نجات بعید به ثمر می رسد، گاوین باید ایمان خود را حفظ کند - و
هنگامی که ایو و سایر بازماندگان به دنبال خلبان سقوط کرده آن می گردند، منظره یک هواپیمای سقوط کننده، موجی از امید غیرمنتظره را در پاکسازی ایجاد می کند. گاوین و ایزی پس از تعلیق دائم ماموریت آنها توسط دولت، از یک منبع نامحتمل کمک می گیرند
ایو، لوی و بقیه گروه جستوجو، قلعهای مرموز را کشف میکنند که سؤالات بیشتری نسبت به پاسخ ایجاد میکند. با کمک یک متحد جدید، گاوین و ایزی ماموریتی خطرناک و غیرمجاز را برای نجات خانواده خود با وجود هشدارهای دولت آغاز می کنند.
با تمام شدن زمان قبل از بسته شدن پنجره خانه آنها، بازماندگان این گودال آخرین تلاش خود را برای فرار انجام می دهند. با این حال، زمانی که آنها یک هشدار جدی از سوی گاوین دریافت کردند که نقشه آنها به فاجعه ختم می شود .
هنگامی که یک ابرطوفان پر هرج و مرج به پاکسازی می رسد، یک فروپاشی ساختاری زندگی مریبث و لوکاس را به خطر می اندازد. حوا که هنوز با همه مخالف است، سعی میکند با رهبری تلاشها برای کندن آنها، جبران کند. گاوین سفری به گذشته خود را آغاز می کند.
با نزدیک شدن به هوای سرد، ایو، لوی و تای علیرغم تجربه نزدیک به مرگشان در آنجا به قلعه باز می گردند و امیدوارند 10000 سال قبل از میلاد را بیاموزند. مهارت های بقا. تلاش های گاوین برای رهایی از درد ایزی رابطه آنها را تهدید می کند.
هنگامی که یک افشاگری خیره کننده زندگی جاش و ایزی را به خطر می اندازد، ایو و سایر بازماندگان ناامیدانه به دنبال پسر جوانی می گردند که کلید نجات آنها را در دست دارد. گاوین و ایزی باید به یک غریبه تکیه کنند اگر امیدی برای متحد کردن خانوادهشان وجود دارد.
با خبر افتتاح آخرین فروچاله، گاوین، ایزی و دکتر ناتان به سمت سیاتل میروند تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، آخرین تلاشهای نجات را آغاز کنند. ایو سفری خطرناک را آغاز می کند تا پسر جوانی را به پورتال بفرستد تا خانواده اش را نجات دهد.
ایو که از پیوستن دوباره با پسرش ناامید است، به دنبال راهی میرود که او را با یک گروه بیرحم ماقبل تاریخ روبهرو میکند. گاوین، ایزی و الا می پرسند که آیا آنها برای زنده ماندن در 10000 سال قبل از میلاد مناسب هستند یا خیر.
در حالی که گاوین از پدربزرگش کمک می گیرد تا او را به همسر گمشده اش راهنمایی کند، ایو و لوی در یک واقعیت جدید وحشتناک حرکت می کنند. در سال 1988، جاش و رایلی متوجه میشوند که توسط مردی مشکوک تعقیب میشوند که اطلاعاتی درباره این راز فاش میکند.
پس از یک ملاقات احساسی، گاوین و ایو تلاش می کنند تا از دست اسیرکنندگان نابخشوده خود فرار کنند. لوکاس ماموریت خطرناکی را به سمت قلعه هدایت می کند تا منابعی را که دوستانش به شدت به آن نیاز دارند، پس بگیرد.
هنگامی که مه بر روی Clearing می افتد، ایو در برابر گروهی از مهاجمان دفاع می کند، اما با تهدیدی خطرناک تر از آنچه قبلاً با آن مواجه شده اند روبرو می شود. در سال 1988، جاش و رایلی زنی را تعقیب می کنند .
ایو، گاوین و دیگران سعی میکنند محمولهای از سنگ سیاه را هدایت کنند تا به ساختمان مرموز دسترسی پیدا کنند، جایی که آنها معتقدند ممکن است راهی برای بازگرداندن جاش و رایلی به خانه بیابند.
وقتی نقشه آنها برای نفوذ به ساختمان به هم می خورد، گاوین خود را رو در رو با رهبر مرموز آن می بیند. ایو، لوی، سام و ایزی مجبور می شوند به یک دشمن سابق برای هدایت یک تلاش نجات تکیه کنند. در سال 1988، جاش و رایلی قبلاً از سرگرمی لذت می بردند
یک خانواده دوباره به هم پیوسته هریس، تلاش برای نجات کارولین و جلوگیری از وقوع چالهها را رهبری میکنند تا با نیروهایی روبرو شوند که تهدید میکنند خانوادهشان را متلاشی میکنند.
خانواده هریس به 10000 سال قبل از میلاد برمیگردند و مصمم به آپلود ویروسی هستند که تمام فروچالهها را متوقف میکند، علیرغم اینکه میدانستند این بدان معناست که دیگر هرگز به خانه نخواهند رسید.
هنگامی که یک بازمانده به قتل می رسد، لوکاس و سم تحقیقاتی را برای یافتن قاتل هدایت می کنند. گاوین ماموریتی را آغاز می کند تا ایو را از چشم انداز سرنوشت سازی که از مرگ او در سر داشت نجات دهد. حوا خود را بیشتر از همیشه به تحقق آن نزدیک می یابد.
یک دشمن بیرحم، کلیرینگ را به اسارت میگیرد و تهدید میکند که در صورت برآورده نشدن خواستههایشان برای یک آیتم غیرمنتظره، بازماندهای محبوب را خواهد کشت. گاوین و سم با کمک یک دوست قدیمی که بازگشتش سوالات بیشتری دارد تا پاسخ، تلاش نجات را رهبری می کنند.
هنگامی که کلیرینگ و فورت با هم متحد می شوند تا اتحاد تای و پاآرا را جشن بگیرند، دعوت از یک مهمان بحث برانگیز تهدید می کند که جشن ها را به هم بزند. لوکاس به ورونیکا یک استراتژی غیرمنتظره پیشنهاد می کند .
ایو و گاوین با جیمز متحد می شوند تا به ساختمان لازاروس نفوذ کنند تا بتوانند تای را نجات دهند و کیرا را از تخریب تنها راه خانه شان باز دارند. هنگامی که گروهی مرگبار در زیر کلیرینگ بیدار می شوند.
گاوین خانواده خود را به سمت یک راه جدید به خانه هدایت می کند، اما هر قدم همه را به رویای ویرانگر او از مرگ حوا نزدیک می کند. لوی که از دیگران طرد شده است، زمانی که یک دشمن قدیمی پیشنهاد معامله ای را مطرح می کند، فرصت رستگاری به او داده می شود.
در حالی که گاوین در آستانه مرگ است، ایو و خانواده اش تلاش ناامیدانه ای را برای درست کردن اوضاع انجام می دهند ... حتی زمانی که یک پیچ غیرمنتظره آنها را برای همیشه از هم پاشید. ورونیکا رازی را فاش می کند که رابطه او با لوکاس را به خطر می اندازد.
یک ماجراجویی حماسی زمانی آغاز می شود که یک گودال عظیم در وسط لس آنجلس باز می شود و صدها نفر و ساختمان را به اعماق خود می کشاند. کسانی که به داخل زمین افتادند، خود را در سرزمینی مرموز و خطرناک می یابند، جایی که چاره ای ندارند
دیدگاهی ثبت نشده!!!