سریال نروی آدمکش
جنوب فرانسه، قرن شانزدهم. قهرمان داستان ما، خدمتکاری در خدمت نجیبی جاهطلب، ناچار است دختر خودش را — که در خطر است اما او را بهسختی میشناسد — نجات دهد.
جنوب فرانسه، قرن شانزدهم. قهرمان داستان ما، خدمتکاری در خدمت نجیبی جاهطلب، ناچار است دختر خودش را — که در خطر است اما او را بهسختی میشناسد — نجات دهد.
وقتی «نِرو» از سوی ارباب بیرحمش به یک جادوگر مرموز خیانت میشود، ناچار است با «پرلا»، دختر گمشدهای که هنگام تولد رهایش کرده بود، دوباره روبهرو شود.
کاروان سفر خود را بهسوی «سِگور» آغاز میکند، در حالیکه قاتلان «روشمور» بیوقفه در تعقیبشان هستند. در مواجهه با دشمنان، «نرو» تصمیمی میگیرد که ظاهراً بیرحمانه است.
گروه با خشم «توبهکنندگان» روبهرو میشود. «روشمور» میکوشد جایگاهش را نزد شاهزاده بهبود بخشد. در مسیر، «نرو» نشانههایی نگرانکننده از خود بروز میدهد.
با رسیدن به «هاوروال»، اعضای گروه با پرسشهایی ناآرام دربارهٔ میزبانانشان دستوپنجه نرم میکنند. بازگشت غیرمنتظرهای، «روشمور» را وادار به اقدامی خونین میکند.
نِرو با یک دوست قدیمی و گذشتهاش روبرو میشود. روکمورت با اتهامات جدی روبروست، اما رویکرد توبهکاران میتواند وفاداری همه را تغییر دهد.
هورتنس با ندیمهای جدید در کنارش، رگههای بیرحمی خود را آشکار میکند. نرو، هوراس و آزلِ ضعیف را که به شدت به آب نیاز دارند، ردیابی میکند.
هوراس با در اختیار داشتن سنگ جادوگر، وارد ارگ میشود. پرلا به شاهزاده اعتراف میکند و علیرغم هشدارها، نرو در دنیای زیرزمینی میماند.
در حالی که گروه در محلههای فقیرنشین هزارتو مانند پنهان میشوند، پرلا به نقش خود در پیشگویی فکر میکند، در حالی که نرو آخرین نقشه را برای حفظ امنیت او میریزد.
جنوب فرانسه، قرن شانزدهم. قهرمان داستان ما، خدمتکاری در خدمت نجیبی جاهطلب، ناچار است دختر خودش را — که در خطر است اما او را بهسختی میشناسد — نجات دهد.
دیدگاهی ثبت نشده!!!