سریال فرار از زندان

در پی یک توطئه سیاسی، مردی بی‌گناه به نام لینکلن باروز، به بند محکومان به اعدام فرستاده می‌شود. در این شرایط، برادر لینکلن با طرح‌ریزی نقشه‌ای دقیق و حساب‌شده، به تنها امید او برای نجات از این مخمصه بدل می‌شود و...

بالای ۱۵ سال مناسب برای سنین بالای بالای ۱۵ سال سال
پیلوت

مایکل اسکافیلد، مهندس خلاق و طراح زندان «فاکس ریور» به زندان می رود تا برادرش، «لینکلن باروز» که به علت قتل برادر رئیس جمهور محکوم است را پیدا کند و به او بگوید که می خواهد با او از زندان فرار کند...

آلن

ورونیکا داناوان وکیل «لینکلن» باز شروع به تحقیقات می‌کند تا بی گناهی «لینکلن» را ثابت کند. در همین تحقیقات به نواری دست پیدا می کند که متوجه می‌شود سازمان برای «لینکلن» پاپوش درست کرده است...

آزمایش سلولی

دوقدم به جلو ویک قدم به عقب. «مایکل» در زندان دوستی به نام «آبروزی» پیدا می کند و اعتماد «سوکره» را جلب می‌کند، اما یکباره قسمت ارزشمندی از نقشه خود را گم می کند...

زهر دوست‌داشتتی

مایکل رفته رفته برای پیاده کردن نقشه فرار به ابزارها و آدم های بیش‌تری احتیاج پیدا می‌کند. اما یک نفر با خبرچینی شروع به کارشکنی و متعجب کردن «مایکل» می‌کند...

انگلیش، فیتز و پرسی

مایکل به اطلاعات ضروری و مهمی برای فرار دست پیدا می‌کند. اما «واردن» مدام در کار «مایکل» و گروهش اختلال ایجاد می‌کند...

شورش، مانور و شیطان (بخش ۱)

«مایکل» و دوستانش برای این‌که بتوانند ادامه مسیر فرارشان را حفر کنند احتیاج به برپایی یک آشوب در بین زندانیان و فضای زندان دارند...

شورش، مانور و شیطان (بخش ۲)

مایکل، «سارا تانکردی»، دکتر درمانگاه زندان را از شورش زندانیان نجات می‌دهد اما «لینکلن» و «ورونیکا» هنوز امنیت ندارند...

فانوس دریایی

در بیرون از زندان «ورونیکا» و «ال جی» پسر «لینکلن» مجبور می‌شوند از دست کسانی که به دنبال «لینکلن» هستند، فرار کنند. در حالی‌که «مایکل» ناخواسته باعث می‌شود تا «وستمورلند» برای کمک به نقشه فرار انگیزه پیدا کند...

موچین

در حالی‌که «آبروزی» از دست یافتن دوباره به قدرت در زندان دیگر ناامید شده است، به نظر می‌رسد دنباله فیبوناچی در حال تکمیل است...

تردستی

مایکل با تحویل دادن آدرس به «فالزونه»، اجازه ادامه کار بر روی تونل را می گیرد. در حالی‌که معاون رئیس جمهور از یک متخصص خطرناک طلب کمک می‌کند...

و سرانجام ۷ نفر باقی ماندند

همسر «مایکل» به ملاقات او می‌آید درحالی‌که از طرف ملکه، «ورونیکا» و «نیک» دعوت به ملاقات می‌شوند…

وصله ناجور

مایکل و «لینکلن» درباره تعداد نفرات زیاد گروه فرار برای زمان موجود بحث می‌کنند و اطلاعات را با گروه در میان می‌گذارند. تصمیم بر این شد که یک نفر از گروه در زندان بماند. تمام این صحبت‌ها در حالی انجام شد که «سی-نوت» داشت به تمام این حرف‌ها گوش می‌کرد...

انتهای تونل

برنامه فرار به خوبی پیش می‌رود اما گروه به یک مانع استیل برخورد می‌کند. درحالی‌که «ورونیکا» برای جمع آوری اطلاعات زمان کمی دارد تا از بی‌گناهی «لینکلن» دفاع کند...

موش

تعویض لوله درمانگاه زندگی «لینکلن» باز به خطر می‌افتد. «مایکل» باید دوباره روی نقشه فرار فکر کند تا جان برادرش را نجات دهد…

از بیخ گوش

وجود همه تلاش‌ها نقشه فرار «مایکل» با شکست مواجه می‌شود. در حالی که «لینکلن» روی صندلی الکتریکی برای اجرای حکم نشسته است چهره آشنایی می‌بیند...

محافظ برادر

در این قسمت خواهیم دید که زندانی‌ها چگونه از شرکت «لینکلن» به ندامتگاه زندان «فاکس ریور» رسیدند تا نقشه «مایکل» برای حفظ جان برادرش را اجرا و پیاده کنند...

زندانی خل و چل

سوختن شانه «مایکل» نقشه فرار از زندان ناقص می شود. «مایکل» برای طراحی نقشه جدیدی باید از ذهنش استفاده کند...

بلوف

مایکل به دنبال شخصی است که شاید کلید نقشه فرارش دست او باشد. «ورونیکا» به «لینکلن» اطلاع می‌دهد که «ال. جی»، پسر او، در تلاش است تا مادرش را به قتل برساند...

کلید

بعد از تصادف «کلرمن» تلاش می‌کند تا «لینکلن» را خفه کند اما در آخرین لحظه یک غریبه او را نجات می‌دهد...

امشب

وستمورلند با کمک «بلیک» سعی می‌کند تا خللی در نقشه فرار ایجاد کند...

برو

دکتر «سارا»، به‌خاطر «مایکل» چراغ‌ها را روشن و در درمانگاه را باز می‌گذارد. «ورونیکا» شواهدی پیدا می‌کند که او را به سمت «مونتانا» هدایت می‌کند...

پرواز

با پیشروی نقشه فرار زندگی‌ها از دست می‌رود و «پاپ» و «بلیک» هر چیزی در توان دارند را برای دستگیری مجرمان انجام می‌دهند...

تحت تعقیب

هشت ساعت بعد از فرار گروه هشت نفره «مایکل» از زندان «فاکس ریور» را خواهیم دید. افسر نگهبان زندان، «براد بلیک»، از کارش اخراج می‌شود. «الکساندر ماهون» مامور ویژه اف‌بی‌آی از طرف سازمان مامور می‌شود تا دو برادر را دستگیر کند...

اوتیس

گروه ویژه تصمیم می‌گیرد از «ال. جی» برای گیر انداختن «مایکل» و «لینکلن» استفاده کند...

اسکن

با تحت نظر قرار گرفتن بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها «مایکل» مجبور می‌شود «لینکلن» را به خانه «نیکا» ببرد تا پای مجروحش را درمان کند...

اولین قربانی

مایکل، «لینکلن» و «نیکا» توسط «بلیک» و «گیری»، کسی که قصد داشت تا پول‌های وستمورلند را در ایالت «یوتا» بازگرداند، دستگیر می‌شوند...

نقشه ۱۲۱۳

مایکل» و «لینکلن» تصمیم می‌گیرند نفر اولی باشند که مزرعه وستمورلند را در ایالت یوتا پیدا می‌کنند…

زیرمجموعه

ماهون بعد از این‌که به شهر دریاچه نمک رسید، تلاش می‌کند تا مکان دقیق فراری‌ها را در ایالت «یوتا» پیدا کند...

مدفون

نقشه «مایکل» به مشکل می‌خورد وقتی دختر صاحب‌خانه که پلیس است، از راه می‌رسد...

تله

سوکره» با دشواری و سختی‌های غیرمنتظره‌ای برخورد می‌کند. سروان «بلیک» و همکارش همچنان در پیدا کردن زندانیان قدیمی‌شان موفق نیستند...

مکشوف

مایکل تلاش می‌کند تا قطعه‌ای از باغ گیاه‌شناسی ایالت یوتا را نجات دهد ولی افراد «ماهون» زودتر به آن رسیده‌اند…

قرار ملاقات

سروان «بلیک» با شکنجه «تی بگ» سعی می‌کند کلید را از او بگیرد درحالی‌که او کلید را بلعیده است. «بلیک» از حیله کثیفی برای به‌دست آوردن کلید استفاده می‌کند...

بولشوی بوز

مایکل بعد از رسیدن به «ملجمار» در ایالت «نیو مکزیکو» تمام وسایل مورد نیازش را از یک فروشگاه وسایل ورزشی معتبر تهیه می‌کند ولی بعد دچار عذاب وجدان می‌شود...

قطع ارتباط

در ادامه قسمت پیش «سوکره»، «مایکل»، «لینکلن» و «آلدو» با هم هستند درحالی‌ که «ماهون» همچنان در تعقیب آن‌هاست…

جعبه مرگ

ایالت کانزاس «تی بگ» به یک کهنه سرباز یورش می‌برد و او را می‌کشد و دست مصنوعی او را می‌دزدد...

ناشناس

مایکل و «لینکلن» تصمیم می‌گیرند کلید را بگیرند و فرار کند. در حالی‌که مامور اف‌بی‌آی، «الکساندر ماهون»، آن‌ها را تعقیب می‌کند...

پیغام

در ایالت مونتانا، «کلرمن»، مامور قدیمی سازمان، پلیس را طعمه قرار می‌دهد و «مایکل» و «لینکلن» تصویربردار فاکس‌نیوز را می‌دزدند و موفق می‌شوند تا از محاصره فرار کنند...

شیکاگو

سارا، «مایکل» و «لینکلن» را در ایستگاه قطار اوانزویل ایندیانا می‌بیند. وقتی «سارا»، «کلرمن» را همراه آن‌ها می‌بیند پریشان و ناراحت می‌شود...

خصومت

سارا تانکردی و «مایکل اسکافیلد» نمی‌توانند نوار را از «کورونا دی اورو» پیدا کنند، جایی که امنیت حرف اول را می‌زند...

شستشو

سارا، «مایکل» و «لینکلن» شواهدی پیدا می‌کنند که مجبور می‌شوند توطئه را آشکار کنند...

کرولاین دوست‌داشتنی

سی نوت تلاش می‌کند تا با طنابی که دور گردنش می ‌اندازد خودکشی کند اما زندانبان‌ها او را نجات می‌دهند...

پاناما

حالا «کارولین رینولدز» استعفا داده و دیگر نمی‌تواند حکم بخشش را امضا کند. پس برادران باید به سرعت ناپدید شوند...

پایان راه

مایکل ترجیح می‌دهد بیش‌تر دنبال «تی بگ» باشد تا مثل «بلیک» به دنبال پول باشد...

سونا

«مایکل» با ثانیه‌ها مسابقه می‌دهد تا «لینکلن» را پیدا کند و «ماهون» را با دست خودش به انتهای نقشه‌اش برساند...

گرایش

مایکل بار دیگر دستگیر می‌شود ولی این بار در زندان «سونا» در ایالت پاناما به همراه «تی بگ»، «ماهون» و بلیک...

آتش/آب

سازمان «سارا» و «ال جی» را گروگان می‌گیرد و در عوض از «مایکل» می خواهد تا یکی از ماموران قدیمی سازمان که در زندان است را فراری دهد. «مایکل» به دنبال پیدا کردن «جیمز ویستلر» است. او تنها کسی است که کلید آزادی از آن زندان را در دست دارد..

انتظار تماس

لینکلن تمام تلاش خود را برای نجات «ال. جی» و «سارا» می‌کند اما موفق نمی‌شود. درحالی‌ که «مایکل» از زندان با «سارا» تماس گرفته بود و «لینکلن» هم تماسی از طرف «سوزان. بی» دارد که به او می‌گوید چیزی را در پارکینگ خانه برای او گذاشته است...

حصار مناسب

بعد از این ‌که سازمان سر بریده‌ای به عنوان سر «سارا» برای «لینکلن» می‌فرستد، «لینکلن» ترجیح می‌دهد چیزی درباره این موضوع به «مایکل» نگوید. «سوزان. بی» به «لینکلن» پیغام می‌دهد اگر یک بار دیگر کار خطایی انجام دهد...

مداخله

آزمایش با یک موش صحرایی ثابت کرد که تک‌تیراندازها کارشان را به خوبی بلدند. «مایکل» تصمیم می‌گیرد تا ساعت 3 بعدازظهر با انجام یک بازی فوتبال منحرف‌کننده این دیوار را بشکند..

عکس تعیین برنده

وقتی یکی از زندانی‌ها به قتل می‌رسد، «مایکل» مجبور می‌شود برای حفظ جانش بی‌گناهی خود را اثبات کند...

بزن بریم

مایکل به «ویستلر» می‌گوید که زمان فرار یا همین الان است یا هیچ وقت، قبل از این‌که داروی ریخته شده در قهوه زندانبان‌ها اثرش ازبین برود...

انفجار و آتش

لینکلن به «مایکل» اطلاع می‌دهد که فقط چهار روز برای فراری دادن «ویستلر» فرصت دارند اما «مایکل» از این‌که برادرش از او سواستفاده می‌کند ناراحت می‌شود...

در قفس

بعد از این‌که هلی‌کوپتر نمی‌تواند «ویستلر» را نجات دهد، فرمانده جدید «سونا»، ژنرال «زاوالا» پانامایی ترجیح می‌دهد تا «مایکل» را در ازای گفتن حقیقت در انزوا، در معرض آفتاب قرار دهد...

کپه مرگ

بعد از مرگ «پاپ»، رئیس خوش قلب زندان «فاکس ریور»، «لچرو» تحت فشار قرار می‌گیرد تا «مایکل» را بکشد. «لچرو» هم در پاسخ می‌گوید همیشه دوست داشته «مایکل» بمیرد...

زیر و رو

مایکل به این نتیجه می‌رسد که آن‌ها طبق زمان‌بندی فقط بیست و چهار ساعت برای حفر تونل فرصت دارند…

آسمون هم به زمین بیاد...

زمانی که «لچرو»، «تی بگ» و «بلیک» به سمت فنس‌ها فرار می‌کنند، توسط نگهبان‌ها دستگیر می‌شوند...

هنر معامله

مایکل و «لینکلن»، «ویستلر» که همان «گرچن» است، را در انبار دستگیر می‌کنند. درحالی‌که دو برادر او را دستگیر کرده ا‌ند و «مایکل» در حال زمان‌بندی قرار ملاقات برای دادن او و گرفتن «ال جی» در فضای عمومی است...

اسکیلا

در لس آنجلس «مایکل» از «گرچن» درباره داستان قتل «سارا» جست‌و‌جو می‌کنند. «مایکل» مجبور می‌شود برای آزادی خود و دوستانش به عده‌ای برای براندازی شرکت‌های مافیایی کمک کند. آن‌ها به هتل «روزولت» برای خرید کارت پنجاه میلون دلاری «سیلا» می‌روند...

ورود غیرقانونی

مایکل»، «ماهون»، «سوکره» و «لینکلن» تلاش می‌کنند تا وارد خانه‌ای شوند که «سیلا» در امنیت باشد. «تی بگ» و «سوکره» همچنان در بیابان‌های سان‌دیگو در حرکتند...

خاموشی

در لس آنجلس «مایکل» با مامور «سلف» بحث می‌کند که تا به‌حال شش کارت بوده نه یک عدد. مامور بقیه روز را به این اختصاص می‌دهد که کسی که کارت دوم را در اختیار دارد، پیدا کند. در حالی که پروژه از طرف قدرت‌ها قطع خواهد شد و گروه به زندان فرستاده خواهند شد...

عقاب ها و فرشتگان

حالا پسرها می‌دانند که پنج نفر دیگر که «سیلا» را دارند چه کسانی هستند...

امن

سارا خبر می‌دهد که کارت اعتباری «بروس» از کیف پول او گم شده است و او می‌بیند که «وایت» در تعقیب اوست...

انفجار

مایکل و گروهش با حیله کارت شماره پنج را به دام انداختند. «مایکل» و «ماهون» دستگاه را در دفتر مدیر پروژه مستقر می‌کنند...

پنج راه سخت

گرچن»، ضمن شکنجه «تی بگ»، از او درباره کتاب راهنمای پرندگان و «سیلا» سوال می‌پرسد...

هزینه

لینکلن پیشنهاد می‌دهد تا با سرنگون کردن ماشین ژنرال آخرین کارت را هم کپی کنند، با همان ترفندی که در سال 2001 در شیکاگو یک کیف پول را دزدید. «مایکل» به «سارا» اطلاع می‌دهد که «گرچن» زنده است و...

عظمت حاصل شد

لینکلن، «وایت» را کتک می‌زند و تلاش می‌کند او را مجبور کند تا به ژنرال «کرتیز» زنگ بزند و بگوید او برادرها را کشته است...

افسانه

گروه «مایکل» از مردن «بلیک» بسیار ناراحت هستند و می خواهند جسد او را برای مادرش بفرستند...

شورش آرام

تیم «مایکل اسکافیلد» بالاخره برای شکستن مرکز «سیلا» آماده است. «مایکل» بعد از مشاوره «سارا» تصمیم گرفت عمل جراحی خود را به سرعت انجام دهد...

از خود گذشته

مایکل با وجود سردرد با موفقیت کار خود را انجام می‌دهد. ژنرال سراسیمه یک تیم امنیتی برپا می‌کند و در نهایت عنصر آخرین عناصر گمشده را پیدا می‌کنند: کارت ششم را!

قبول یا نه

دان سلف» به «هرب» می‌گوید که «لینکلن»، «مریام» را کشته است و وانمود می‌کند که «لینکلن» او را نیز هدف گلوله قرار داده است...

صرفا بیزینس

سارا تزریق دیگری برای «مایکل» انجام می‌دهد و به او می‌گوید باید به دکتر مراجعه کند. «سلف» با انداختن بمب‌های گاز اشک‌آور «مایکل» و گروهش را مجبور می‌کند آن مکان را ترک کنند...

شکست

ژنرال «کرانتز» به «لینکلن» می‌گوید که خرج عمل «مایکل» بازگشت امن شرکت «سیلا» است. «لینکلن» با شکنجه دادن «تی بگ» می‌خواهد محل قرار «گرچن» و «سلف» را با خریداران متوجه شود...

ایالت آفتاب

لینکلن» از میامی با «سارا» تماس می‌گیرد تا از حال «مایکل» خبر بگیرد. او به «سارا» می‌گوی که در تلاش است تا «سیلا» را برای شرکت بازیابد...

رگه طلا

لینکلن و رفقایش «سلف»، «تی بگ» و «ماهون» تلاش می‌کنند تا «سیلا» را پیدا کنند. آن‌ها دنبال سرنخی می‌گردند تا بفهمند خریدار تقلبی که «گرچن» را کشت چه کسی بوده است...

مبارزه

ماهون، «سلف» و «تی بگ» جان «لینکلن» را نجات دادند و کسی که می‌خواست به او شلیک کند را می‌کشند. آن‌ها سرنخ را دنبال می کنند و «کریستینا» را در سفارت هند پیدا می‌کنند...

اس.او.بی

مایکل به «لینکلن» هشدار می‌دهد که دانشمند «وینسنت سندینسکی» به نوعی خودش در تیم مادر «کریستینا» است…

گاوچران‌ها و سرخپوست‌ها

مایکل و «لینکلن» در هتل خلیج پاندا گرفتار شدند و به دنبال راه فرار هستند. «سلف» تلاش می‌کند تا به آن‌ها کمک کند در حالی‌که ژنرال «کرتیز» مردی را برای دستگیری دو برادر می‌فرستند...

نرخ مبادله

کرتیز، «سارا» را به عنوان اسیر نگه می‌دارد. «کریستینا» یک تیر در ریه «لینکلن» شلیک می‌کند، هر کدام دنبال «سیلا» هستند تا بتوانند پولی به دست بیاورند...

اتمام حبس

طبق نقشه «مایکل»، «ماهون»، «سیلا» تقلبی را به «کریستینا» می‌فرستند. این تله است اما پایان آن دست مامور اف‌بی‌آی، «کریس فرانکو» است...

غل و زنجیر همیشگی

مایکل و «سارا» سعادت و خوشبختی زیادی برای یک مقطع کوتاهی را با هم تجربه می‌کنند ولی «سارا» به زودی خودش را در زندان می‌بیند و «مایکل» باید باید او را از زندان بیرون بیاورد قبل از این‌که ژنرال «کرتیز» کینه‌توز او را بکشد...

تصاویر و جزییات

درباره سریال فرار از زندان

در پی یک توطئه سیاسی، مردی بی‌گناه به نام لینکلن باروز، به بند محکومان به اعدام فرستاده می‌شود. در این شرایط، برادر لینکلن با طرح‌ریزی نقشه‌ای دقیق و حساب‌شده، به تنها امید او برای نجات از این مخمصه بدل می‌شود و…