بیایید به ایران در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم سفر کنیم؛ به داستانی از تاریخ، تراژدی، عشق… به سوگ سیاوش… به سووشون.
آزاده صمدی
بازیگر
بهنوش طباطبایی
بازیگر
هوتن شکیبا
بازیگر
مجید صالحی
بازیگر
میلاد کیمرام
بازیگر
سام درخشانی
بازیگر
ترلان پروانه
بازیگر
نرگس آبیار
بازیگر
نرگس آبیار
نویسنده
فصل سریال
قسمت ۱ سووشون
بیایید به ایران در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم سفر کنیم؛ به داستانی از تاریخ، تراژدی، عشق... به سوگ سیاوش... به سووشون.
قسمت ۲ سووشون
بیایید به ایران در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم سفر کنیم؛ به داستانی از تاریخ، تراژدی، عشق... به سوگ سیاوش... به سووشون.
قسمت ۳ سووشون
یوسف با اصرار ابوالقاسم خان و زری دعوت انگلیسیها را میپذیرد، اما در مهمانی، موضوع فروش آذوقه دوباره پیش کشیده میشود. با این حال، یوسف همچنان قاطعانه با همکاری با نیروهای خارجی مخالفت میکند...
قسمت ۴ سووشون
یوسف به همراه پسرش برای اسبسواری به بیرون از شهر میرود. زری بهخاطر تأخیرشان در بازگشت، نگران سلامتشان میشود و افکار منفی به سراغش میآید. درست در همین زمان، دو فرد ناشناس وارد عمارت میشوند و سراغ یوسف را میگیرند...
قسمت ۵ سووشون
رستم خان همراه با ملک سهراب به دیدار یوسف می آیند و از طرف ایلخان درخواست خرید آذوقه را مطرح می کنند. اما علیرغم پافشاری آنها، یوسف باز هم با فروش آذوقه به نیروهای انگلیسی مخالفت می کند...
قسمت ۶ سووشون
یوسف برای رسیدگی به امور روستا راهی گرمسیر میشود. در نبود او، زری با اصرار خانکاکا برای فروش اسب پسرش به خانواده حاکم روبهرو میشود؛ موقعیتی دشوار که او را در برابر انتخابی سخت و سرنوشتساز قرار میدهد...
قسمت ۷ سووشون
عمهخانم تصمیم میگیرد باقی عمرش را در کربلا بگذراند، اما زری با اصرار میکوشد مانع رفتن او شود. در پی این گفتوگو، عمهخانم داستان زندگی خود را بازگو میکند؛ از اشغال شیراز به دست انگلیسیها که قحطی، بیماری و مرگ فرزندش را به دنبال داشت، ...
قسمت ۸ سووشون
عمهخانم در ادامه روایتهایش، برای زری از گذشته میگوید؛ از آشنایی با محمدحسینخان در بازار تا دلباختگی پدرش به سودابه هندی و رسواییای که در شهر به بار میآورد...
قسمت ۹ سووشون
عمه خانم روایت تلخ هجرت مادرش به کربلا و سرنوشت غمانگیز او را بازگو میکند. او همچنین از خاطره دردناک از دست دادن فرزندش به دلیل قحطی دارو و مرگ شوهرش میگوید؛ یادآوریای که بار دیگر عمق رنجهای خانواده را آشکار میسازد...
قسمت ۱۰ سووشون
نامهای از سوی خانواده حاکم میرسد که در آن درخواست شده یک اسب برای دختر حاکم فرستاده شود. عمهخانم برای اطلاع از دلیل این درخواست با خواهرش، عزتالدوله، تماس میگیرد و او را به عمارت دعوت میکند.
قسمت ۱۱ سووشون
عمهخانم در گفتوگو با عزتالدوله از راز گوشوارههای زمرد زری و جشن عروسی دختر حاکم خبردار میشود. از سوی دیگر، زری میکوشد ماجرای اسب را به گونهای برای پسرش بازگو کند که کمترین تلخی و اندوه به دلش بنشیند...
قسمت ۱۲ سووشون
زری برای ادای نذر خود به دارالمجانین میرود و در آنجا با زنی روبهرو میشود که روزگاری از فعالان حقوق زنان بوده، اما اکنون در تیمارستان گرفتار است. دیدار با او و مشاهده رنج بیماران، در کنار اوضاع آشفته شهر و شیوع بیماریهای مرگبار،...
قسمت ۱۳ سووشون
یوسف پس از بازگشت سرزده از سفر، برای زری از اتفاقات غیرمنتظرهای که رخ داده میگوید. در همین زمان، غیبت کسری در خانه باعث نگرانی میشود و زری و یوسف تلاش میکنند تا او را پیدا کنند...
قسمت ۱۴ سووشون
میان یوسف و زری بر سر ماجرای اهدای گوشواره و اسب به خانواده حاکم و مقاومت نکردن زری در برابر زورگویی آنها مشاجرهای در میگیرد. در اوج این تنش، زری خبری غیرمنتظره را با یوسف در میان میگذارد؛ خبری که همهچیز را دگرگون میکند...

دیدگاهی ثبت نشده!!!