سریال آن گونیِ سیاهِ کثیف
داستان برخورد و درگیری میان «مک کوی» یک کلانتر ظاهراً فساد ناپذیر با گذشتهای تاریک و «رد بیل» یک جایزه بگیر کم حرف که در رویای گرفتن انتقامیست که از انجام آن عاجز است.
داستان برخورد و درگیری میان «مک کوی» یک کلانتر ظاهراً فساد ناپذیر با گذشتهای تاریک و «رد بیل» یک جایزه بگیر کم حرف که در رویای گرفتن انتقامیست که از انجام آن عاجز است.
در جایی دور در غرب، یک جایزه بگیر، رد بیل، به دنبال مردی است که مادرش را کشته است. در همان نزدیکی، در گرین ویل، جایی که سال ها است باران نباریده است، یک کشاورز در مزرعه اش طلا پیدا می کند، در همین حال کلانتر مککوی بر سر یک گنج می رسد.
وقتی که مککوی و کورت به مزرعه باتلر می رسند، نزاعی رخ می دهد. خانم ها با تهدیدی از داخل روبرو می شوند.
وقتی که رد بیل و مککوی از بیابان می گذرند، ایو و استیو باید هردو با خطرات مقابله کنند.
رد بیل مربی اش، اندرسون، را به خاطر می آورد. مککوی برادرش برانسون رو به یاد می آورد.
رد بیل و مککوی وارد معدن می شوند. استیو و ایو با عواقب روبرو می شوند. برانسون برای فرمانداری اقدام می کند.
بالاخره در گرین ویل باران می آید و با آن مردان برانسون می رسند. حسابرسی های خشنی به وقوع می پیوندند.
Red Bill and McCoy realize a common enemy. Steve faces increasingly heavy pressure from Thompson.
رد بیل و مککوی متوجه یک دشمن مشترک می شوند. استیو تحت فشار زیادی از طرف تامسون قرار می گیرد.
داستان برخورد و درگیری میان «مک کوی» یک کلانتر ظاهراً فساد ناپذیر با گذشتهای تاریک و «رد بیل» یک جایزه بگیر کم حرف که در رویای گرفتن انتقامیست که از انجام آن عاجز است.
دیدگاهی ثبت نشده!!!