سریال بچه
ناتاشا از اینکه نزدیک ترین دوستانش همگی بچه دار می شوند، عصبانی است. اما زمانی که او به طور غیرمنتظره ای با بچه خود سرگرم می شود، زندگی اش به طرز چشمگیری تغییر کرده و به یک نمایش ترسناک سورئال تبدیل می شود.
ناتاشا از اینکه نزدیک ترین دوستانش همگی بچه دار می شوند، عصبانی است. اما زمانی که او به طور غیرمنتظره ای با بچه خود سرگرم می شود، زندگی اش به طرز چشمگیری تغییر کرده و به یک نمایش ترسناک سورئال تبدیل می شود.
بعد از اینکه یکی دیگر از دوستان بارداری خود را به طور غیرمنتظره ای اعلام می کند، ناتاشای ناامید به یک کلبه دور افتاده می رود تا افکار خود را جمع و جور کند غافل از اینکه با آنچه که می خواهد از آن دور شود روبرو می شود: یک بچه.
ناتاشا که به طور غیرقابل توضیحی دوباره به بچه رسیده است سعی می کند مادر او را پیدا کند و با این کار متوجه سلسله حوادثی نگران کننده بر روی یک حافظه یو اس بی می شود. بعد از اینکه دوستانش ماجرا را پیچیده تر می کنند، ناتاشا از خواهرش، بابی، کمک میگیرد.
با وجود راه حل شوکه کننده خانم اونز برای دردسرش در مورد بچه، ناتاشا به این نتیجه رسیده است که هر کاری برای گرفتن کمک از او انجام می دهد حتی اگر کار خیلی سخت موقع خواب باشد.
حال که بچه پیش بابی است، ناتاشا باید با مادرش باربارا دیدار کند کسی که پانزده است او را ندیده. در حالی که بابی به قابلیتی بی همتا برای خواباندن بچه پی می برد، ناتاشا با تاریخ از هم گسیخته خانواده اش روبرو می شود.
در حالی که ناتاشا و خانم ایوز در مراسم انقلاب تابستانی در دام باقی می مانند، داستان اینکه بچه از کجا آمده است، ارتباط آن با خانم ایوز و راه پر از ترامای ناتاشا پیدا می شوند.
ناتاشا، بابی و خانم ایوز که برای از خانه بیرون رفتن آماده انجام هر کاری هستند، نقشه شان با هیاهو و خرابی ایجاد شده توسط دیگر بچه های تسخیر شده به هم می ریزد. بعدا، بابی تماسی که مدت ها منتظرش بوده است را دریافت می کند.
در تلاشی نهایی برای شکستن نفرین، خانم ایوز که شدیدا ضعیف شده ولی هنوز مصمم است با ناتاشا برای تعقیب کردن جک می رود. در همین حال، بابی تلاش می کند تا برای آزمایش دوباره اش با سم آماده شود.
Natasha decides to give the baby exactly what he's after amid growing concerns from her father Lyle, Bobbi, and Mrs Eaves, who each go to great lengths to ensure her survival.
ناتاشا از اینکه نزدیک ترین دوستانش همگی بچه دار می شوند، عصبانی است. اما زمانی که او به طور غیرمنتظره ای با بچه خود سرگرم می شود، زندگی اش به طرز چشمگیری تغییر کرده و به یک نمایش ترسناک سورئال تبدیل می شود.
دیدگاهی ثبت نشده!!!