سریال کنت مونت کریستو

ادموند دانتس، یک ملوان که به اشتباه به خیانت متهم شده است، در قلعه دِ ایف در نزدیکی مارسی زندانی می‌شود. پس از فرار و پذیرش هویت کنت مونت‌کریستو، او نقشه‌ای برای انتقام از کسانی که او را به ناحق متهم کرده‌اند، می‌چیند.

بالای ۱۵ سال مناسب برای سنین بالای بالای ۱۵ سال سال
نامه

یک ملوان ۱۹ ساله بدون محاکمه به اتهام خیانت در قلعه جزیره‌ای شاتو دیف نزدیک مارسی به ناحق زندانی می‌شود. او پس از سال‌ها اسارت، موفق به فرار شده و به کنت مونت کریستو تبدیل می‌شود.

قلعه

پس از یک دهه زندان، ادموند با آبای فاریا، یک کشیش سالخورده، دوست می‌شود که محل یک گنج را به او می‌گوید. با مرگ فاریا، ادموند فرصت را غنیمت شمرده و با دانستن مکان گنج مونت کریستو، از زندان فرار می‌کند.

گنج

ادموند پس از آزادی متوجه مرگ پدرش و ازدواج مرسدس می‌شود. او گنج را در جزیره مونت کریستو پیدا کرده و با هویت کنت مونت کریستو، برای اجرای انتقام خود به مارسی و پاریس بازمی‌گردد.

اتاق قرمز

پنج سال پس از اینکه ادموند به کنت مونت کریستو تبدیل می‌شود، او در پاریس با دشمنانش روبه‌رو می‌شود. ادموند همه آن‌ها را به ضیافتی دعوت کرده و داستانی هولناک درباره نوزادی که زنده به گور شده است تعریف می‌کند که باعث وحشت عده‌ای از مهمانانش می‌شود.

بال

ادموند برده‌ای به نام هایده، دختر علی پاشا، را آزاد کرده و او را به پاریس می‌آورد. در یک مهمانی بالماسکه، هایده فاش می‌کند که فرناند به پدرش خیانت کرده است. مرسدس شروع به شک کردن به هویت واقعی کنت می‌کند.

عنایت

ادموند وانپا را که اکنون در نقش کنت ثروتمند اسپادا ظاهر شده است، به جامعه معرفی می‌کند. اسپادا می‌گوید که به پاریس آمده تا همسری بیابد. ادموند پیر نوارتیه را قانع می‌کند تا رازی را فاش کند.

دوئل

ادموند گاستون، پسر نامشروع ویلرفورت را که اکنون به یک دزد تبدیل شده است، پیدا می‌کند. دانگلارس خیانت فرناند در الجزایر را فاش می‌کند و باعث می‌شود آلبرت، پسر فرناند، خشمگین شود و ادموند را به دوئل دعوت کند.

آخرین دو نفر

ادموند نقشه مسموم‌سازی هلوئیز را برملا می‌کند. یک ماما علیه پدر در دادگاه نوزادکشی گاستون شهادت می‌دهد. سال‌ها بعد، ادموند در مارسی دوباره با مرسدس دیدار می‌کند و درباره توانایی‌اش برای دوباره عاشق شدن، به فکر فرو می‌رود.

تصاویر و جزییات

درباره سریال کنت مونت کریستو

ادموند دانتس، یک ملوان که به اشتباه به خیانت متهم شده است، در قلعه دِ ایف در نزدیکی مارسی زندانی می‌شود. پس از فرار و پذیرش هویت کنت مونت‌کریستو، او نقشه‌ای برای انتقام از کسانی که او را به ناحق متهم کرده‌اند، می‌چیند.