سریال این ما هستیم
به دنبال یک دور همی خاص، زندگی چند خانواده زندگی به هم پیوند میخورد. از روز تولد مشترک گرفته تا چیز هایی که حتی انتظارش را ندارند...
به دنبال یک دور همی خاص، زندگی چند خانواده زندگی به هم پیوند میخورد. از روز تولد مشترک گرفته تا چیز هایی که حتی انتظارش را ندارند...
ربکا دچار زایمان زودرس میشود. رندال پدر اصلیش را پیدا میکند. کوین با بحران شخصی و حرفه ای روبه رو میشود. کیت خودش را در موقعیت بدی پیدا میکند....
ربکا و جک تلاش میکند خانواده تشکیل دهند. بث به ویلیام مشکوک میشود. کیت نگران اضافه وزنش است و ..
ربکا یک ملاقات کننده ناگهانی دارد. کوین میخواهد جابجا شود و توبی می خواهد روز خاصی را برای کیت بسازد...
جک و ربکا فرزندانشان را به استخر عمومی میبرند و کوین اولین مصاحبه خود را در دانشگاه نیویورک انجام می دهد و کیت معشوقه قبلی توبی را دنبال میکند...
جک و ربکا با یک بحران مواجه میشوند. کیت کار جدیدی پیدا میکند و کوین خود را در موقعیت عجیبی میبیند...
یک دعوای قدیم بین کوین و رندال دوباره شروع میشود. بث رازی را کشف میکند و ....
وقتی ربکا و جک یک مهمانی فاجعه آمیز را تجربه میکنند. خانواده در خانه رندال برای دورهمی جمع میشوند....
وقتی جک و ربکا درباره پدر و مادر رندال تحقیق میکنند. خانواده او می حواهند به مسافرت بعد مهمانی بروند...
در جشن کریسمس جک و ربکا با یک دوست قدیمی دیدار میکنند در حالی که کوین رندال و کیت مشکلاتی دیگری را در تعطیلات دارند ...
جک و ربکا سه مهمونی تولد جداگانه برگزار میکند. توبی به کوین کمک میکند که بتواند یک رویه عاشقانه پیش بگیرد و کیت نقشه جدیدی دارد ...
خبر شوکه کننده ای به جک و ربکا می رسد. رندال احساس میکند هم در خانه هم در محل کار تحت فشار است...
رندال و ویلیام به جاده میزنند تا به ممفیس برسند جایی که رندال در مورد گذشته ویلیام اطلاعاتی کسب میکند..
جک و ربکا درست قبل از شروع تور ربکا دعوای بدی میکنند درحالی که همه خانواده در پارتی عجیب رندال دور هم جمع شده اند...
جک تلاش میکند که بتواند با دیدار ربکا همه چیز را درست کند. کوین ورندال تصمیمات مهمی در مورد آینده شان میگیرند....
کوین، کیت و راندال جشن تولد سی و هفت سالگی شان را برگزار میکنند و تغییراتی در زندگی خود به وجود میآورند و...
ربکا و جک تلاش میکنند تا رابطه میانشان بهتر شود. کیت با کوین در سر صحنه فیلمش ملاقات میکند و ...
رندال و بت با محیط جدید خانواده خود را وفق میدهند. از طرف دیگر، ربکا و جک با یک مهمان ناخوانده ملاقات میکنند و ...
کوین و رندال در یک مراسم خیریه برای بیمارستان سوفی شرکت میکنند. جک پسرها را به پیکنیک میبرد تا کمپ بزنند و ...
کوین که از کارش به عنوان یک هنرپیشه کلافه و ناامید شده، سعی دارد تا نقش بهترین دوستش را بدزدد. در همین حین، رندال و بت خودشان را برای به دنیا آمدن اولین دخترشان آماده میکنند و ...
رندال با سیستم فاستر خودش را مطابقت میدهد. کیت و توبی قدم بعدی را در رابطهشان برمیدارند و ...
کوین به دبیرستان خود بازمیگردد تا یک جایزه را به او اعطا کنند. جک و ربکا در مورد آینده فرزندانشان بسیار ذوقزده هستند و ...
در زندگی کیت و توبی مسئلهای کاملا غیرمنتظره پیش میآید. ربکا کیت را برای خوانندگی تشویق میکند و ...
رندال و بت با موقعیتی بسیار سخت مواجه میشوند. جک رندال را به یک تور از طرف دانشگاه میبرد و ...
خانواده پیرسون تحت شرایطی کاملا غیرمنتظره کنار هم جمع میشوند. جک تمام خانواده را غافلگیر میکند و ...
کیت برای خریدن لباس عروسی از خانه خارج میشود و کوین یک سبک زندگی جدید را با آغوش باز میپذیرد. از سوی دیگر، رندال پیشینه ویلیامز را مورد بررسی قرار میدهد و...
کوین به رندال و بت در یک پروژه کمک میکند. کیت یک هدیه بزرگ برای توبی در نظر گرفته است که...
رندال یک مهمانی به مناسبت فینال مسابقات فوتبال آمریکایی برگزار کرده است. کیت و کوین دوباره با گذشته ارتباط برقرار میکنند و...
خانواده پیرسون به دیدن ویرد ال یانکوویچ میرود. ربکا با یکی از دوستان قدیمیاش آشتی میکند و...
کیت و توبی برای مهمانیهای مجردی خود به لاس وگاس میروند. جک و ربکا سالگرد ازدواجشان را جشن میگیرند و...
زیر و بم زندگی دژا از آغازش آشکار میشود. رندال و بث بازدیدکنندگان را به خانه خود دعوت میکنند و...
وقتی جک با ربکا ملاقات میکند، فقط ۹ دلار پول دارد. آنها با هم به دیدن یک کارناوال میروند و وقتی باران میگیرد، جک اعتراف میکند که حتی پول کافی برای خریدن یک چتر هم ندارد...
پس از مرگ جک، خانواده پیرسون به دنبال خانهای جدید میگردند. کوین در وضعیت خوبی به سر نمیبرد، کیت اضافه وزن آورده و درخواستش را برای پیوستن به دانشگاه برکلی تکمیل نکرده است...
وقتی کیت برای معالجه نیاز به جراحی پیدا میکند، خانواده پیرسون دوباره کنار او جمع میشوند و...
کیت و توبی سعی دارند سر خود را گرم کنند تا زمانی که اخبار بزرگ به دستشان برسد. رندال مسیری جدیدی را در پیش میگیرد و...
کیت درگیر افسردگی توبی شده است. رندال برای کوین که به شدت در مورد گذشته جک کنجکاو شده، وقت میگذارد و...
جک در حالی که در کشور ویتنام به خدمت ادامه می دهد، تصمیم می گیرد که نیک را به یگان خودش منتقل کند، اما سرگرد داوسون با این خواسته او مخالفت می کند، زیرا در حالت عادی، برادرها نمی توانند با هم در یک یگان خدمت کنند و...
در بحبوحه جنگ ویتنام، سربازان یگان خدمتی جک، روز شکرگزاری را جشن می گیرند. در ادامه، جک یک پسر زخمی را مداوا می کند و در سال ۱۹۹۷، میگوئل مراسم روز شکرگزاری را در کنار پیرسون ها سپری می نماید و...
کوین به روستایی میرسد که پدرش در آن دوران سربازی خود را گذرانده بود. کیت به دنبال موقعیت جدیدی میرود و...
ربکا و بیگ تری به اسراری که جک از آنها پنهان کرده، پی میبرند. ماجرای ویتنام جک کم کم رو میشود و...
در حالی که مادر بث دچار آسیب دیدگی شده است، بث و زویی به خانه دوران کودکی شان واقع در واشنگتن دی سی بازمی گردند. از سوی دیگر، آنها در کنار مراقبت از مادر بث، تصمیم می گیرند که...
کوین، کیت و رندال، چهار هفته پس از درگذشت جک، در آستانه فارغ التحصیلی از دبیرستان قرار می گیرند. این در حالی است که ربکا و کیت نمی توانند با غم از دست دادن جک کنار بیایند و...
بث و رندال با شیوه جدید زندگی خود کنار میآیند. کیت و توبی سرشان را با جک کوچولو گرم کردهاند و زویی و کوین نیز بر روی رابطه میانشان کار میکنند...
در سال ۱۹۹۸، کوین به رندال کمک میکند تا بتواند با بث قرار ملاقات بگذارد. هفت سال بعد، آنها یک زوج به حساب میآیند، ولی همچنان بث به پیشنهاد ازدواج رندال جواب منفی میدهد و...
در دوران کودکی، ربکا به ماشین تصادف میکند و در بیمارستان بستری میشود. رندال به شدت نگران او است و...
رندال با یک مشکل روبرو می شود و باید انتخاب سختی انجام دهد. در ادامه، کیت و توبی تلاش می کنند تا به خانه جدید خود عادت کنند و...
ربکا، رندال را در دانشگاه ملاقات می کند. در ادامه، کیت و توبی اتفاقات جدیدی را با جک تجربه می کنند و...
ربکا میزبانی ضیافت شام را برعهده می گیرد و کوین سعی می کند اطرافیانش را مورد حمایت قرار دهد. از سوی دیگر، رندال در مورد مسائلی نگران می شود که...
کیت و توبی تلاش می کنند که برای زندگی مشترکشان وقت بیشتری بگذارند. از سوی دیگر، جک سعی می کند که توانایی های خود را به پدر ربکا ثابت نماید و...
جک و ربکا به همراه کوین، کیت و رندال، میزبانی دورهمی شبانه ای را برعهده می گیرند که آقا و خانم لارنس نیز در آن حضور دارند. این در حالی است که...
پس از درگذشت جک، ربکا تصمیم می گیرد که وارد بازار کار شود و با کمک رندال، در یک شرکت استخدام می شود. از سوی دیگر، رندال اعتراف می کند که...
در سال ۱۹۶۹ میلادی، جک و نیکی تصمیم می گیرند که روز شکرگزاری را در کنار هم سپری کنند. در زمان حال، کسب و کار شونا رونق می گیرد و...
جک در واکنش به رفتار دیو، با ربکا قطع رابطه می کند. از سوی دیگر، جانت به ربکا می گوید که اگر او جک را انتخاب کند، باید مطمئن شود که...
رندال در دوران کودکی، از هیولاها وحشت داشته و جک سعی می کرده که نگرانی بی مورد او درباره این موجودات خیالی را برطرف کند و...
کوین در دوران کودکی، تلفن همراهی را گم می کند که ربکا به گودویل هدیه داده است. در ادامه، جک در مورد این ماجرا، به کوین می گوید که...
کیت در دوران نوجوانی، سخت تلاش می کند که خود را با بدخلقی های مارک وفق دهد. در ادامه، کیت تصمیم می گیرد که در مهمانی شام تولد ربکا شرکت نکند و...
جک از کوین، کیت و کایل می خواهد که با او وارد یک کلبه شوند و یک کپسول زمان را در زیر خاک پنهان کنند. در ادامه، کوین پازلی را به رندال می دهد که...
رندال جوان پس از کسب یک نمره نسبتاً خوب، دچار مشغولیت ذهنی می شود. از سوی دیگر، جک پس از وقوع یک اتفاق ناگوار، به کیت دلداری می دهد و...
جک و ربکا تصمیم می گیرند که کوین، کیت و کایل را به نیویورک ببرند. در ادامه، جک آنها را گم می کند و احساس می کند که از عهده یک کار مهم برنمی آید و...
هنگام برگزاری جلسه روان درمانی، رندال تصور می کند که جک را از حادثه آتش سوزی نجات می دهد. از سوی دیگر، ربکا اعتراف می کند که...
در اولین سالروز تولد کوین، کیت و کایل، ربکا برای کایل غصه می خورد. در زمان حال، اعضای خانواده پیرسون در جشن تولد جک حضور می یابند و...
کوین و کیت برای جشن گرفتن تولد ۴۰ سالگی خود به کلبه خانوادگی شان می روند اما رندال تصمیم می گیرد که تولدش را با خانواده اش جشن بگیرد و...
کوین و مدیسون دوران نامزدی خود را می گذرانند در حالی که کیت و توبی برای به فرزندی گرفتن یک بچه، قدم بزرگی بر می دارند و...
مالیک، رندال را در محیط کارش سایه به سایه دنبال می کند. کوین تلاش می کند تا با کارگردان جدیدش تماس بگیرد و...
کیت با گذشته خود مواجه می شود. شهرت رندال سبب یک کشف غیرمنتظره می شود. این در حالی است که کوین راجع به آینده خودش می اندیشد و...
رندال حقایق تازه ای راجع به گذشته اش کشف می کند. رندال و کوین سعی می کنند تا کدورت هایشان را کنار بگذارند و با یکدیگر آشتی کنند و...
کوین یک سفر جاده ای پر از استرس را آغاز می کند؛ او زمانی را به یاد می آورد که با پدرش به یک اردوگاه آموزش فوتبال رفته بودند و...
بث تلاش می کند تا روابطش با مادرش را به آرامش برساند. کوین و کیت خانواده هایشان را برای شام دور هم جمع می کنند و...
کوین و مدیسون با چالش هایی رو به رو می شوند؛ رندال سعی می کند که یک شبکه حمایتی جدا از خانواده اش پیدا کند و...
دعوای کوین و رندال کل خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد. همه تلاش می کنند تا این دلخوری را تمام کنند و...
بث راجع به مسیر شغلی اش می اندیشد. کیت و توبی با مسائل غیرمنتظره ای رو به رو می شوند؛ ملاقات کوین با یک فرد آشنا، سبب می شود که او کمی مکث کند و...
کوین و مدیسون هر کدام مهمانی مجردی خود را به راه می اندازند؛ آنها برای ورود به مرحله جدیدی از زندگی شان آماده می شوند و...
کل خانواده برای عروسی کوین و مدیسون دور هم جمع می شوند. توبی و کیت وارد مسیرهای شغلی جدیدی شده اند. آیا کوین و رندال می توانند بالاخره با یکدیگر کنار بیایند؟
در جشن تولد ۴۱ سالگی رندال، تس و دجا، کیت به یاد تولد ۳۶ سالگی خود می افتد و به اینکه چطور همه چیز از آن زمان تغییر کرده فکر می کند و...
نیکی، ربکا و میگل تصمیم می گیرند تا راهی یک سفر جاده ای شوند. در ادامه، آنها دو ساعت رانندگی می کنند تا با سلی بروکس ملاقات کنند و...
جک، رندال، کوین و توبی همه تلاش خود را به کار می گیرند تا با فرزندان خود ارتباط قوی تری برقرار کنند و سپس تصمیم می گیرند تا...
ربکا به فرزندانش می گوید که در حال از دست دادن حافظه اش است و تلاش می کند که به چیزهای دیگر زندگی فکر کند. در ادامه، رندال تصمیم دارد تا...
کوین تصمیم می گیرد تا از سایت ساخت و ساز دیدن کند. این در حالی است که مالک و دجا تلاش می کنند تا اتفاقات اخیر را برای هم تعریف کنند و...
بت تصمیم می گیرد تا هم گروهی های خود را برای اولین نمایش بزرگ هنرنمایی در محل کار جدید خود آماده کند و...
به دنبال یک دور همی خاص، زندگی چند خانواده زندگی به هم پیوند میخورد. از روز تولد مشترک گرفته تا چیز هایی که حتی انتظارش را ندارند…
دیدگاهی ثبت نشده!!!