سریال عشق فراموش نشدنی
هی شیائو یان مدیر عامل شرکت هشی است. او مردی سرسخت و بی تفاوت است که با روانشناس کودکی به نام کین یی یوئه آشنا می شود. کین یی یوئه نقطه مقابل او است و...
هی شیائو یان مدیر عامل شرکت هشی است. او مردی سرسخت و بی تفاوت است که با روانشناس کودکی به نام کین یی یوئه آشنا می شود. کین یی یوئه نقطه مقابل او است و...
هی شیائو یان مرد ثروتمندی است که به تنهایی از پسرش، هی وی فی، که مشکل تکلم دارد نگه داری می کند. زمانی که هی وی فی با یک روانشناس کودک به نام کین یی یوئه صحبت می کند، او وارد زندگی آنها می شود و...
شیائو یان تلاش می کند تا پسرش را خوشحال کند و از کین یی یوئه می خواهد تا برای او کار کند. اما این قرارداد پیچیده تر از آنی است که به نظر می رسد و...
کین یی یوئه موفق نمی شود به مهمانی تولد هی وی فی بیاید پس به او قول می دهد که یک آرزوی او را برآورده کند. وی فی یک سفر یک روزه ترتیب می بیند و از شیائو یان و کین یی یوئه می خواهد که او را همراهی کنند و...
شیائو یان متوجه می شود که تنها راه بهبود وضعیت وی فی این است که کین یی یوئه همیشه کنار او باشد. پس تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. اما یی یوئه از چنین پیشنهادی راضی نیست و...
خانواده یی یوئه به طور سرزده به خانه او می آیند و تصمیم می گیرند برای مدتی پیش او بمانند. شیائو یان بردار یی یوئه را در خانه او می بیند و خیال می کند او با مرد دیگری در ارتباط است و...
هی وی بیمار می شود و در بیمارستان بستری می شود. یی یوئه و شیائو یان هر دو به بیمارستان می روند. شیائو یان تلاش می کند تا به هی وی دارو بدهد اما هی وی از دست او دارو نمی خورد و...
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
Child psychological counselor Qin Yiyue and He-Group CEO He Qiaoyan married first and then fell in love. The warm and kind Qin Yiyue gradually cured the lonely and indifferent He family of father and son.
پدر یی یوئه بیمار می شود و قرار است عمل شود. او روی تخت بیمارستان، کارت بانکی اش را به یی یوئه می دهد و از او می خواهد که از این کارت برای خرید جهیزیه اش استفاده کند. یی یوئه از این حرکت پدرش غمگین می شود و...
در آسانسور یی یوئه با مرد مشکوکی مواجه می شود که به نظر می رسد در حال عکس گرفتن از او است. یی یوئه آن مرد را مجبور می کند که با او به ایستگاه پلیس برود، بیرون از آسانسور یی یوئه، شیائو یان و لین وی را می بیند و...
شیائو یان بسیار خوشحال است اما یی یوئه احساس خجالت و شرمندگی می کند. شیائو یان بارها به صدای ضبط شده روی گوشی اش گوش می دهد، او به ون گو می گوید که یی یوئه از او خوشش می آید و...
یی یوئه همچنان احساس شرمندگی می کند، شیائو یان به یی یوئه یادآوری می کند که در مقابل افراد زیادی از هوش رفته است. یی یوئه می خواهد قراردادش با شیائو یان را تمام کند اما...
وی فی به پدرش می گوید که دوستش دارد. شیائو یان از این مسئله بسیار خوشحال است. او منتظر یی یوئه می ماند تا با او صحبت کند و...
شیائو یان به یی یوئه می گوید که او را در خواب دیده است و این مسئله باعث بیخوابی یی یوئه می شود. روز بعد شیائو یان هماهنگ می کند که یی یوئه و خاله اش با یکدیگر گلف بازی کنند و...
یی یوئه روی کاناپه دراز کشیده است که زنگ در خانه اش به صدا در می آید. شیائو یان و وی فی برای شام به خانه او می آیند. شیائو یان یک تماس کاری دریافت می کند و...
خاله می گوید که شیائو یان در زمان تصادف، خودش رانندگی می کرده است. در آن زمان، یی یوئه از راه می رسد و تلاش می کند آنها را نجات دهد. اما وی فی از شیشه به بیرون پرت می شود و...
نینگ فانگ با یی یوئه تماس می گیرد و می خواهد برای او اعتراف کند. ناگهان شیائو یان از راه می رسد و یی یوئه را با خود می برد. یی یوئه و شیائو یان به مدرسه وی فی می روند و...
یی یوئه، شیائو یان و وی فی با یکدیگر بسکتبال بازی می کنند. آنها یک خانواده خوشحال سه نفره هستند. وی فی به آنها می گوید که دلش می خواهد همیشه در کنار آنها باشد و...
هی شیائو یان مدیر عامل شرکت هشی است. او مردی سرسخت و بی تفاوت است که با روانشناس کودکی به نام کین یی یوئه آشنا می شود. کین یی یوئه نقطه مقابل او است و…
دیدگاهی ثبت نشده!!!